عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
244
كشف الحقايق ( فارسى )
« خذ ( ياخذوا ) العلم من افواه الرجال فانهم يكتبون أحسن ما يسمعون ( ما يقرءون - نسخ ) و يحفظون أحسن ما يكتبون و يقولون أحسن ما يحفظون » 3 صفحه ( 10 ) - باشد كه روزى جوهرى شوند - جوهرى به معناى گوهرفروش و گوهرشناس است و ياء آن ياء نسبت است . شيخ اجل در گلستان فرمايد : « اعرابيى را ديدم در حلقه جوهريان بصره كه حكايت همىكرد . . . الخ » ( گلستان - ص 97 ) . صفحه ( 11 ) - بدانكه نقل مىكنند كه رسول ( ص ) مىفرمايد كه امت ابراهيم . . . الخ - گرچه همچنانكه بعد از چند صفحه ديگر گفته خواهد شد ظاهرا مأخذ « نسفى » در ايراد اين قسمت از مطالب كتاب حاضر همان باشد كه « غزالى » در ( روضة الطالبين ) آورده باشد زيرا كه گويا ترجمه تحت اللفظ بعضى از اقوال غزالى در قسمتى از مندرجات اين فصل كتاب بوضوح به نظر مىرسد بااينهمه گمان مىرود كه افتتاح كتاب ( كشف الحقائق ) با چنين مطلب و نقل روايت ( ستفرق امتى . . . . الخ . . . . . ) در تحت تأثير عموم كتب ملل و نحل و بالخصوص با توجه بكتاب ( تبصرة العوام ) سيد مرتضى رازى بوده است و چنين مىنمايد كه نسفى بكتاب مزبور و بالخصوص به مقدمه و مفتتح باب چهارم آن كتاب نظر و توجه مخصوص داشته است و بعلاوه مطلب ديگرى كه اين ادعا را تأييد مىكند تعيين شماره متخلفين از بيعت ابى بكر است كه در كمتر مرجعى براى آنان رقم و شماره تعيين شده است و تا آنجا كه من بنده جستجو كرد فقط رقم ( 18 ) را در كتاب تبصرة العوام جست . همچنين آنچه راجع بلفظ ( نواصب ) و ( روافض ) و كيفيت استنباط معنى و تأويل اين الفاظ و نحوه تسميه و مسماى آن ذكر كرده است در تحت تأثير مستقيم مندرجات همان كتاب مىباشد . ( رجوع فرمايند به : تبصرة العوام فى مقالات الانام چاپ مرحوم عباس اقبال ص 28 الى 35 ) صفحه ( 11 ) - ستفرق امتى على ثلاثة و سبعين فرقة : گمان نزديك بيقين مىرود كه ذكر ارقام اعداد ( 71 ) و ( 72 ) و ( 73 ) در متن حديث بىشك براى افاده تعدد و تكثر فرق است و بيان شدت اختلاف و تفرقه ميان امت لا غير و مطلقا اراده مفهوم و معدود حقيقى و واقعى اين اعداد نشده است و اين رسمى مستمر و متبع بوده و هست كه بعضى از اعداد و بالاخص اعداد ( شش ) و ( هفت ) و عقود آنها يعنى ( شصت و هفتاد و ششصد و هفتصد فصاعدا ) را براى افاده تكثر و مبالغه در تعدد به كار مىبرده و هم اكنون نيز در محاوره و مكاتبه آن را به همين منظور به كار مىبرند و در بيان كثرت براى موضوعى به يكى از اين اعداد تلفظ و تمسك مىكنند بدون اينكه واقعا بمعدود توجه و نظرى باشد و اين استعمال در قرآن